۱۳۸۳ دی ۲, چهارشنبه

دنيا

مرکب بادپای زمان در گذر است .کاروان بشريت لنگ لنگان از پی ان می ایند و چند صباحی در اين هياهوی پر غوغای عالم هستی ميمانند و بی انکه خود يا ديگران بدانند از اين دنيا محو ميشوند . اين است سرنوشت بشر . اين است داستان زندگی .داستانی بی سر و ته و کوته.

۱ نظر:

  1. اين مطلب اصلا واسه بعد از امتحان اطفال جالب نيست؟!!! نه؟!!داستانی بی سر و ته و کوته!!
    داستانی طولانی تر بگو از دنيا و صحنه برجای ماندنی اش!!!
    در ضمن من اول!!

    پاسخ دادنحذف